شهر انبان !

چیزی به یادتون نیومد ؟

فکر میکنم تو کتاب فارسی دبیرستان بود. یه داستان و جمله ای از حضرت علی در مورد حمله به این شهر ...

علی گفته بود شگفت زده نمي‌شود اگر بشنود مردي از بلاد مسلمين از اين غم بزرگ دق كرده و مرده باشد ...

بیش از ده روز از آغاز بمباران جنوب لبنانتوسط ارتش اسراییل می گذرد.

 مردم لبنان زير آماج گلوله هايي قرار دارند كه كودكان اسرائيلي بر روي آنها يادگاري مي‌‌نويسند و بعد سربازان اسرائيلي آنها را بر سر مردم بيگناه لبناني فرو مي‌ريزند ...

What CNN never shows you

Monday, July 17, 2006: Kiryat shmona
Israeli girls write messages on a shell at a heavy artillery position firing into civilians inside Lebanon

(AP Photo/Sebastian Scheiner)



Monday, July 17, 2006:
South Lebanon: A Lebanese Child Receiving the message from the Israeli girls

  كجايند مدعيان پر ادعاي دموكراسي و حقوق بشر؟؟؟ كجايند آنهايي كه سالهاست با جان و مال مردم لبنان و فلسطين معامله مي‌كنند ؟؟؟

 کجایند شیوخ ناسیونالیست بی هویت جهان عرب !؟ کجایند مدعیان خلیج عربی !!!؟

و كجاست امام موسي ؟؟؟ كجا است موسي صدر تا ببيند كه ديگر مدرسه اي نمانده ... كجاست كاظم اخوان ؟؟؟ تا ثبت كند اين لحظات را

 خوبان در اين معامله تقصير مي‌كنند ... مسيحي و ماروني و مسلمان و يهودي و ... همه و همه قرباني جاه طلبي فرزندان سامري شده اند ... تصاوير بقدر كافي ناراحت كننده هستند  تصاويري كه هيچكدام از رسانه‌هاي داخلي و خارجي حتي جرأت نشان دادن ذره اي از آن را ندارد و ... فقط ببينيد

www.fromisraeltolebanon.info

 شما هم، همنوا و همدل با ساير مردم جهان بيانيه زير را امضا كنيد ...

 به حرمت انسان بودن، به احترام مردمي كه سالها با چمران و امام موسي همدم و همراه بودند ... براي پاسداشت انسانيت ...

 Save the Lebanese Civilians Petition امضاء بیانيه

از شما دوست عزيز مي خواهيم كه اين صفحه را براي دوستان ديگر خود ارسال كنيد تا آنها هم نشانه اعتراض خود را به گوش جهانيان برسانند

http://www.SepandarMazgan.tk

http://www.Nowrouz.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 

West Supporting The Israeli Measured Response!

 


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?


MEASURED?

"Thank You" UN, USA, Europe, Canada, France, UK & The "Arab World"

 

 
 

What Is Left From Beirut

 www.fromisraeltolebanon.info




برای با خبر شدن از بروز رسانی سایت می توانید نام و آدرس ایمیل خود را در خبرنامه ثبت نمایید

http://www.SepandarMazgan.tk

http://www.Nowrouz.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 

 

 

اولین سرود ملی ایران

مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو لومر فرانسوی ، موسيقی دان نظامی اعزامی به ايران در دوره قاجار

 اين سرود برای پيانو نوشته و يك بار به هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار در پاريس در حضور وی اجرا شد و اجرای آن توسط اركستر ملل اولين اجرای رسمی و اركسترال آن بود

در دوره حاضر ترانه ای برای آن توسط بيژن ترقی سروده شد و خواننده اى در تالار وحدت آنرا اينگونه خواند : اولين سرود ملی ايران

 

برای من که بسیار دلنشین و گوشنواز بود ، چندین و چند بار بهش گوش دادم ...

 

 

 

کلیپ اولین سرود ملی ایران

 www.iranclip.com




برای با خبر شدن از بروز رسانی سایت می توانید نام و آدرس ایمیل خود را در خبرنامه ثبت نمایید

http://www.SepandarMazgan.tk

http://www.Nowrouz.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 

 

شیر خورشید چگونه به روی پرچم ایران گذاشته و برداشته شد




نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.

فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد.

 

 

 

پيشينه

نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد.

 نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است. محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.

 به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند "


با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد
 


نخستين تصوير بر روي پرچم ايران

در سال 355 خورشيدي 976 ميلادي که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال 1979 ميلادي
 


افزوده شدن نقش خورشيد بر پشت شير

در زمان خوارزمشاهيان يا سلجوقيان سکه هائي زده شد که بر روي آن نقش خورشيد بر پشت آمده بود، رسمي که به سرعت در مورد پرچمها نيز رعايت گرديد. در مورد علت استفاده از خورشيد دو ديدگاه وجود دارد، يکي اينکه چون شير گذشته از نماد دلاوري و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشيد در ماه مرداد در اوج بلندي و گرماي خود است، به اين ترتيب همبستگي ميان خانه شير ( برج اسد ) با ميانهٌ تابستان نشان داده مي شود. نظريه ديگر بر تاًثير آئين مهرپرستي و ميترائيسم در ايران دلالت دارد و حکايت از آن دارد که به دليل تقدس خورشيد در اين آئين، ايرانيان کهن ترجيح دادند خورشيد بر روي سکه ها و پرچم بر پشت شير قرار گيرد
 


پرچم در دوران صفويان

در ميان شاهان سلسله صفويان که حدود 230 سال بر ايران حاکم بودند تنها شاه اسماعيل اول و شاه طهماسب اول بر روي پرچم خود نقش شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يکسره سبز رنگ بود و بر بالاي آن تصوير ماه قرار داشت. شاه طهماسب نيز چون خود زادهً ماه فروردين ( برج حمل ) بود دستور داد به جاي شير و خورشيد تصوير گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روي پرچمها و هم بر سکه ها ترسيم کنند. پرچم ايران در بقيهً دوران حاکميت صفويان سبز رنگ بود و شير و خورشيد را بر روي آن زردوزي مي کردند. البته موقعيت و طرز قرارگرفتن شير در همهً اين پرچمها يکسان نبوده، شير گه نشسته بوده، گاه نيمرخ و گاه رو به سوي بيننده. در بعضي موارد هم خورشيد از شير جدا بوده و گاه چسبيده به آن. به استناد سياحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوي استفاده او بيرق هاي نوک تيز و باريک که بر روي آن آيه اي از قرآن و تصوير شمشير دوسر علي يا شير خورشيد بوده، در دوران صفويان رسم بوده است. به نظر مي آيد که پرچم ايران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش

 

پرچم در عهد نادرشاه افشار

نادر که مردي خود ساخته بود توانست با کوششي عظيم ايران را از حکومت ملوک الطوايفي رها ساخته، بار ديگر يکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوي جنوب تا دهلي، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چين پيش روي کرد. در همين دوره بود که تغييراتي در خور در پرچم ملي و نظامي ايران بوجود آمد. درفش شاهي يا بيرق سلطنتي در دوران نادرشاه از ابريشم سرخ و زرد ساخته مي شد و بر روي آن تصوير شير و خورشيد هم وجود داشت اما درفش ملي ايرانيان در اين زمان سه رنگ سبز و سفيد و سرخ با شيري در حالت نيمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشيدي نيمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دايره خورشيد نوشته بود: " المک الله " سپاهيان نادر در تصويري که از جنگ وي با محمد گورکاني، پادشاه هند، کشيده شده، بيرقي سه گوش با رنگ سفيد در دست دارند که در گوشهً بالائي آن نواري سبز رنگ و در قسمت پائيتي آن نواري سرخ دوخته شده است. شيري با دم برافراشته به صورت نيمرخ در حال راه رفتن است و درون دايره خورشيد آن بازهم " المک الله " آمده است. بر اين اساس ميتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلي ايران است. زيرا در اين زمان بود که براي نخستين بار اين سه رنگ بر روي پرچم هاي نظامي و ملي آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.



دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه

در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاريان، چند تغيير اساسي در شکل و رنگ پرچم داده شد، يکي اين که شکل آن براي نخستين بار از سه گوشه به چهارگوشه تغيير يافت و دوم اين که آغامحمدخان به دليل دشمني که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفيد و سرخ پرچم نادري را برداشت و تنها رنگ سرخ را روي پرچم گذارد. دايره سفيد رنگ بزرگي در ميان اين پرچم بود که در آن تصوير شير و خورشيد به رسم معمول وجود داشت با اين تفاوت بارز که براي نخستين بار شمشيري در دست شير قرار داده شده بود.

 در عهد فتحعلي شاه قاجار، ايران داراي پرچمي دوگانه شد. يکي پرچمي يکسره سرخ با شيري نشسته و خورشيد بر پشت که پرتوهاي آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتي آور اين که شير پرچم زمان صلح شمشير بدست داشت در حالي که در پرچم عهد جنگ چنين نبود. در زمان فتحعلي شاه بود که استفاده از پرچم سفيد رنگ براي مقاصد ديپلماتيک و سياسي مرسوم شد. در تصويري که يک نقاش روس از ورود سفير ايران " ابوالحسن خان شيرازي " به دربار تزار روس کشيده، پرچمي سفيد رنگ منقوش به شير و خورشيد و شمشير، پيشاپيش سفير در حرکت است.

سالها بعد، اميرکبير از اين ويژگي پرچم هاي سه گانهً دورهً فتحعلي شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزي را ريخت. براي نخستين بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشين فتحعلي شاه ) تاجي بر بالاي خورشيد قرار داده شد. در اين دوره هم دو درفش يا پرچم به کار مي رفته است که بر روي يکي شمشير دو سر حضرت علي و بر ديگري شير و خورشيد قرار داشت که پرچم اول درفش شاهي و دومي درفش ملي و نظامي بود.
 


اميرکبير و پرچم ايران - درود بر نام پاکش


ميرزا تقي خان اميرکبير، بزرگمرد تاريخ ايران، دلبستگي ويژه اي به نادرشاه داشت و به همين سبب بود که پيوسته به ناصرالدين شاه توصيه مي کرد شرح زندگي نادر را بخواند. اميرکبير همان رنگ هاي پرچم نادر را پذيرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطيل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمينهً پرچم سفيد، با يک نوار سبز به عرض تقريبي 10 سانتي متر در گوشه بالائي و نواري سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائين پرچم دوخته شود و نشان شير و خورشيد و شمشير در ميانه پرچم قرار گيرد، بدون آنکه تاجي بر بالاي خورشيد گذاشته شود. بدين ترتيب پرچم ايران تقريباٌ به شکل و فرم پرچم امروزي ايران درآمد.



اانقلاب مشروطيت و پرچم ايران

با پيروزي جنبش مشروطه خواهي در ايران و گردن نهادن مظفرالدين شاه به تشکيل مجلس، نمايندگان مردم در مجلس هاي اول و دوم به کار تدوين قانون اساسي و متمم آن مي پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسي آمده بود: " الوان رسمي بيرق ايران، سبز و سفيد و سرخ و علامت شير و خورشيد است"، کاملا مشخص است که نمايندگان در تصويب اين اصل شتابزده بوده اند. زيرا اشاره اي به ترتيب قرار گرفتن رنگها، افقي يا عمودي بودن آنها، و اين که شير و خورشيد بر کدام يک از رنگها قرار گيرد به ميان نيامده بود. همچنين دربارهً وجود يا عدم وجود شمشير يا جهت روي شير ذکري نشده بود. به نظر مي رسد بخشي از عجلهً نمايندگان به دليل وجود شماري روحاني در مجلس بوده که استفاده از تصوير را حرام مي دانستند.

نمايندگان نوانديش در توجيه رنگهاي به کار رفته در پرچم به استدلالات ديني متوسل شدند، بدين ترتيب که مي گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ اين دين است، بنابراين پيشنهاد مي شود رنگ سبز در بالاي پرچم ملي ايران قرار گيرد. در مورد رنگ سفيد نيز به اين حقيقت تاريخي استناد شد که رنگ سفيد رنگ مورد علاقهً زرتشتيان است، اقليت ديني که هزاران سال در ايران به صلح و صفا زندگي کرده اند و اين که سفيد نماد صلح، آشتي و پاکدامني است و لازم است در زير رنگ سبز قرار گيرد. در مورد رنگ سرخ نيز با اشاره به ارزش خون شهيد در اسلام، بويژه امام حسين و جان باختگان انقلاب مشروطيت به ضرورت پاسداشت خون شهيدان اشاره گرديد. وقتي نمايندگان روحاني با اين استدلالات مجباب شده بودند و زمينه مساعد شده بود، نوانديشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شير و خورشيد کشاندند و اين موضوع را اين گونه توجيه کردند که انقلاب مشروطيت در مرداد (سال 1285 هجري شمسي 1906 ميلادي) به پيروزي رسيد يعني در برج اسد(شير).

 از سوي ديگر چون اکثر ايرانيان مسلمان شيعه و پيرو علي هستند و اسدالله از القاب حضرت علي است، بنابراين شير هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شيعيان در مورد خورشيد نيز چون انقلاب مشروطه در ميانهً ماه مرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين ايام در اوج نيرومندي و گرماي خود است پيشنهاد مي کنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار کنيم که اين شير و خورشيد هم نشانهً علي باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد يعني روز پيروزي مشروطه خواهان و البته وقتي شير را نشانهً پيشواي امام اول بدانيم لازم است شمشير ذوالفقار را نيز بدستش بدهيم. بدين ترتيب براي اولين بار پرچم ملي ايران به طور رسمي در قانون اساسي به عنوان نماد استقلال و حاکميت ملي مطرح شد.

 در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزير وقت به پيشنهاد هياًتي از نمايندگان وزارت خانه هاي خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طي بخش نامه اي ابعاد و جزئيات ديگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً ديگري در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طي آن مقرر گرديد طول پرچم اندکي بيش از يک برابر و نيم عرضش باشد .



پرچم بعد از انقلاب

در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 (1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل مي شود و نشانهً جمهوري اسلامي در وسط آن قرار دارد.


 

[ منبع : www.parcham.net ]

 

http://www.SepandarMazgan.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 

 
چند سالي است حوالي 26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم والنتاین به گوش می خورد ...


اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشت اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه ...

 

 

 

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد!

 اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!


شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.


چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"


اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!


جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.


سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.


"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!


براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.


شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.
[ منابع : ( وبلاگ آتشکده ) zendehrood.com و ali2k.com ]

 

توضیح : چرا سپندار مذگان در روز پنجم اسفندماه نیست ؟ *

زیرا در گذشته ایرانیان 12 ماه 30 روزه داشتند و 5 روز را نیز افزودن بر آن 12 ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند (سپندار مذگان) ، با روز 335 از سال یا 29 بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است. [ به تقل از Melane ]

 

 از تمامي مديران و طراحان وب و وبلاگ نويسان ايراني خواهش مي كنم
تا اين صفحه را در سايت خود ايجاد و پيوند آن را در صفحه اول سايت قرار دهند
و يا در صفحه اول سایت خود به اين صفحات پيوند دهید

 

http://www.SepandarMazgan.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 

 

 

کمک به یک اقدام ملی جهت نمایش لوگوی نوروزی توسط گوگل

 

همه مي‌دانيم كه هر سال 25 بهمن‌ماه مصادف با 14 فوريه ميلادي،‌ به نام روز والنتاين نامگذاري شده. اين مراسم يا بهتراست بگوييم رسم اين روز ساليان درازيست كه در غرب و بسياري از كشورهاي جهان در حال انجام است و همه آن‌هايي كه در ظاهر و يا باطن يكديگر را دوست دارند، هدايايي از قلب و گل و شكلات به همراه مخلفات هديه مي‌دهند. اما چرا به يك‌باره در چند سال اخير، اين نام و اين مراسم در ايران و بسياري از كشورهاي ديگر بر سر زبان‌ها افتاد. چرا در دهه گذشته، حتي اكثر پدران و مادران، حتي برادران و خواهران بزرگ‌تر ما اغلب از اين رويداد بي‌اطلاع بودند؟ جواب آن را تنها در يك كلمه مي‌توان جست‌جو كرد. "ارتباطات" يكي از مصاديق بارز رشد رسانه‌هاي نويني همچون اينترنت، اشاعه فرهنگ ملل مختلف و رسوم عقايد اقوام است. تاثير اين روز را به راحتي مي‌توان در ميان جامعه خود ديد. نوجوانان و جواناني كه وقت و پول و احساس خود را در اين روز در قالب يك هديه، گاهي يكي و گاهي چند تا! به ديگران ارزاني مي‌دارند. مغازه‌هايي كه گل‌ها و هدايا و عروسك‌هاي شكيل اغلب قلب خود را در اين روز با منت و گاه به چند برابر قيمت ارائه مي‌كنند و ...چرا ما ايرانيان با اين داستان‌ها و رسم و رسومات زيبا و با مسماي خود نبايد از طريق اينترنت،‌ به اشاعه فرهنگ و آداب و سنن خود به ديگراني كه مثل ما از اينترنت استفاده مي‌كنند، بپردازيم؟ چرا بايد حتما از كوچك‌ترين اتفاقي كه در قرون پيشين در كشوري ديگر افتاده، براي ابراز احساسات و بيان عشق خود به دوستانمان استفاده كنيم؟ چرا كاربران اينترنت ديگر كشورهاي جهان را با تبليغ‌هاي اينترنتي خود به ديد و بازديد همزمان با عيدنوروز دعوت نمي‌كنيم؟ غربي‌ها مراسمي شبيه به مراسم قاشق‌زني شب چهارشنبه‌سوري ما دارند، ولي مراسم آن‌ها معروف است و ما مراسم آن‌ها را مي‌شناسيم. جشن‌ هالووين آن‌ها را در ايران تكرار مي‌كنيم ولي چهارشنبه سوري و سيزده‌بدر خود را برايشان تعريف نمي‌كنيم و به انجام رسوم اين دو جشن ترغيبشان نمي‌كنيم.حالا كه از لحاظ استفاده‌‌كنندگان اينترنت و وبلاگ درجهان اينترنت به‌صورت نسبي، در سطح بالايي قرار داريم،‌ بد نيست كه بدون توجه به حمايت‌هاي دولتي و يا دستوارت مسوولان امر، خودمان به اشاعه فرهنگ خود در اينترنت بپردازيم و ديگران را با جشن‌هاي خود آشناسازيم تا كمي هم از رسم‌هاي ما ايرانيان در روزهاي سال به‌صورت يكسان در تمام جهان مراسمي اجرا شود و روزي خاص نامگذاري شود.منتظر هيچ كس نباشيم، كسي به ما كمك نخواهد كرد. بخشنامه‌هاي IT در هزار توي بوروكراسي گير كرده‌اند. اين زمان است كه از بين مي‌رود و در كنارش اعتبار فرهنگ اصيل و منحصر به‌فرد ما ايرانيان.

منبع: روزنامه صبح اقتصاد
نويسنده: سهيل پورگلنار

 

 

 

موفقیت کاربران ایرانی در وادار نمودن گوگل به نمایش لوگوی نوروزی

 

با فشار ايرانيان و کاربران اينترنتي سايت گوگل قبول نمود که لوگوي نوروز را در سايت فارسي زبانان خود قرار دهد اما از قرار دادن لوگوي نوروز در کل سايتهاي خود خودداري نمود.

اين خود قدمي کوچک براي نشان دادن نوروز باستاني و فرهنگ ايراني به جهانيان خواهد بود تا همانگونه که ايرانيان رسوم غربي همچون ولنتاين و مناسبتهاي ديگر را به راحتي قبول ميکنند جهانيان نيز رسوم زيبا و ريشه دار ايراني را قبول نمايند.

اميدواريم با افزايش فشار و تبليغ در اين زمينه سالهاي بعد شاهد گسترده تر شدن نوروز در تمام جهان باشيم
 

 

     

 

همه ما با نگاه اول از این اقدام گوگل خوشحال شدیم. حالا یه سوال :

 این خواست ما از گوگل جهت احترام به نوروز این رسم کهن ایرانی و نمایش لوگوی نوروزی برای چی بود؟ به غیر از این بود که میخواستیم این سنت و این آیین کهن پارسی رو به جهانیان معرفی کنیم ؟
گوگل لوگوی نوروزی رو توی سایتش قرار داده ولی یه نکته وجود داره :
اگر تنظیمات زبان رو روی انگلیسی تنظیم کنید و وارد سایت گوگل بشید هیچ اثری از لوگوی نوروزی نیست.
در حقیقت گوگل این لوگو رو فقط برای کاربران فارسی زبان ارائه کرده .
 

 

نوروز مبارک باد

بر تمامی اقوام

فارس - کرد - ترک - لر - بلوچ - تاجیک - افغان - عرب و ...

 

.: اين يک اقدام ملی است :.

در صورتیکه تمایل دارید نسبت به قرار دادن لوگوی نوروزی در صفحه اصلی گوگل ، به گوگل گوشزد نمائید، لطفا آدرس ايميل خود را در فرم زير نوشته و آن را برای گوگل ارسال نمائيد تا گوگل را مجبور نمائيم لوگوی نوروز باستانی را در صفحه اصلی سايت خود قرار دهد

سايت گوگل روزانه بيش از 350 ميليون بازديد کننده دارد که در معرفی نوروز و ايران کهن نفش بسيار اساسی خواهد داشت

 

Contact To Google

 
Your email address:
Subject:
Message:

اين تلاش يک اقدام ملی ، مردمی و خودجوش برای کسب حرمت جهانی و اقتدار برباد رفته ايرانی است

لطفا آدرس اين صفحه را برای تمام دوستان و ايرانيان نيز ارسال نمائيد تا همه در اين هدف بزرگ شرکت کنند

 با آرزوی رسیدن به این هدف در نوروز 1385 و با تشکر از سایت اصفهان هاست که آغازگر این راه بود

 

 از تمامي مديران و طراحان وب و وبلاگ نويسان ايراني خواهش مي كنم
تا اين صفحه را در سايت خود ايجاد و پيوند آن را در صفحه اول سايت قرار دهند
و يا در صفحه اول سایت خود به اين صفحات پيوند دهید

 

http://www.SepandarMazgan.tk

.: گروه طراحی هلیا :.

 

 
.: VR3 MP3 :. X